![]() |
![]() |
|
| هنوز لبخندهای زیبایت در ذهن لحظه هایم جاریست |
|
كوثر برادران در كما فرو رفت ...تو راه بهشت زهرا بودم ، براي تشييع جنازه يک دوست ، يک فرشته ...( زهرا سادات بهشتي )که خبر رسيد... كوثر برادران ،فرزند خردسال شهيد عليرضا برادران (ازشهداي حادثه سقوط هواپيماي C - 130) تو كماست ...
خدايا زهرا تا لحظه اخر مي گفت ؛خدا را شکر ... منهم ميگم خدايا شکرت ولي چرا تو اين چند روزه داره هر لحظه برداغهايمان داغ ديگه اي اضافه مي شه ...( كوثر در حالي كه مشغول خوردن گوجه سبز بود، راه تنفسش بسته شد و پس از انتقال به بيمارستان هماكنون در كما به سر ميبرد.حالا سوگند خواهر دوقلوي کوثر چشم انتظار اوست) خدايا کوثر رو دوباره به سوگند و مادرش برگردون ،چون ديگه تحمل يه داغ ديگه رو ندارند.... رفتن زهرا هم يه داغ ديگه بود بعد از سقوط هواپيما... از روز اول تو تمام مراسمها شرکت کرد ...هر پنجشنبه زودتر از همه خانوادهها تو قطعه 50 براي تک تک شهدا فاتحه مي خوند ... بعد از يکي دوماه که تازه متوجه دور واطرافم شدم ... چهره زهرا به نظرم اشنا اومد ...هر پنجشنبه ميديدمش ساکت واروم بعد از سرزدن به همه شهدا يه گوشه مي نشست ...همزمان با صداي گرم حاجي که زيارت عاشورا رو زمزمه مي کرد شروع مي کرد به گريه ...کارش دلداری به مادران شهید بود ُ می گفت تبریک می گم نه تسلیت کم کم بيشتر باهم اشنا شديم ...تازه فهميدم زهرا سادات کيه ...مسافرت تعطيلات نوروز زهرا سفر به جبهه هاي جنوب بود ... پنجشنبه ها هم حتي اگه به ميهموني و جشن دعوت مي شد ، باز ترجيح مي داد که تو قطعه شهدا باشه ...هروقت وسط هفته زنگ مي زد ، مي فهميدم که توحرم اقا امام رضا ( ع ) جلوي ايوان طلا ايستاده...قراربود سفر کربلا با هم باشيم که ... هفته پيش با تماس خواهرش فهميدم تو بيمارستان بستريه ... باورم نمي شد ... رفتم ديدنش ...با همه دردي که مي کشيد بازهم خدارا شکر مي کرد...اما دل تنگيش براي پنجشنبه هاي بهشت زهرا بود... ديروز بهشت زهرا غوغايي بود ... يه فرشته رفته بود آسمون ... داغمون تازه شد ... خواب ديدن ، هواپيما دوباره سقوط کرده ... خدايا يه دختر بيست و يک ساله ... که از سفر کربلا فقط تقاضاي يک کفن رو داره و التماس دعا ...خدايا يه دختر بيست و يک ساله که نمازهاي شبش ، سرمشق ديگران مي شه ، خدايا يه دختر بيست و يک ساله که عشقش مي شه شهدا ... خدايا يه دختر بيست ويک ساله که روزهاي اخر به جاي شکايت از درد مي گه خدايا شکرت ..به جز يه فرشته که اشتباهي به زمين اومده ، کي مي تونه باشه ...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
روزگار غریبی است نازنین ....
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 |
| پیوندها |
|
استاد مرادي دنياي خبر پرواز ناتمام ابي گالري يادداشت ازاد انديش سالهاي تاکنون خانم قيومي رهگذر خبرگزاري زنان چارقد همسر عزيز شهيد نيلي پرواز اخر محمد ايل بيگي (خبرنگار اخبار جوانه ها) |
|
RSS
|